افسردگی چیست؟ افسردگی بیماری زیاد پیچیدهای است و هیچکس دلایل قطعی و تکعاملی آن را بهوضوح نمیداند. بعضی اوقات مشکلاتهای زندگی و بعضی اوقات ژنتیک در این بین نقش دارند. احتمالا شما هم از مبتلایان به این بیماری باشید و چندین دفعه از خود پرسیده باشید: «چرا من؟ چرا از بین این همه آدم، من باید دچار افسردگی باشم؟» شما کاملاً حق دارید که غمگین باشید و به جستوجو ریشهیابی این مشکل بگردید.
در ادامه، با اهمیت ترین عواملی که میتوانند عرصهساز این بیماری باشند را با هم بازدید میکنیم.
چه عواملی علتافسردگی میشود؟
شناخت ریشههای افسردگی به ما پشتیبانی میکند تا فهمیدن بهتری از شرایط خود یا عزیزانمان داشته باشیم:
- ژنتیک و سابقهی خانوادگی: اگر در خانواده سابقهی افسردگی وجود داشته باشد، گمان ابتلا افزایش مییابد. یقیناً این بیماری همانند امراض تکژنی نیست و تعامل چندین ژن گوناگون در ابراز آن نقش دارد.
- سوءاستفاده و تروما: تواناییی سوءاستفادهی فیزیکی، جنسی یا عاطفی در قبل، صدمهپذیری فرد را در برابر افسردگی بهشدت بالا میبرد.
- بیماریهای مزمن و دردهای دائمی: امراضی همانند دیابت، بیماریهای قلبی، آرتروز یا اماس که درمان طویل دارند، امید و انگیزه را افت خواهند داد. این چنین دردهای جسمانی که هفتهها و ماهها طول میکشند، توان روحی فرد را تخلیه کرده و راه را برای انزوا باز میکنند.
- تضاد، درگیری و انزوای اجتماعی: مشاجرات مداوم خانوادگی، اختلافات طویلزمان و دوری از گروههای دوستی که به آنها وابستگی عاطفی وجود دارد، اسایش روانی را از بین برده و تبدیل افسردگی میشود.
- فقدان عزیزان: از دست دادن عزیزان یا حتی یک حیوان خانگی، برای افراد حساس و مستعد تأثیرات زیاد عمیقی میگذارد و میتواند جرقهی اغاز افسردگی باشد.
- مصرف داروهای خاص: منفعت گیری از برخی داروها (همانند راکوتان برای درمان آکنه، داروهای ضدحساسیت، مسکنها و خوابآورها) بهاختصاصی در افراد مسن، میتواند گمان ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.
- تغییرات بزرگ (حتی رخدادهای شیرین): دلنشین است بدانید وقایع مثبتی همانند ازدواج، فارغالتحصیلی یا اغاز یک شغل تازه نیز چون فرد را از محدودهی امن خود خارج میکنند، میتوانند استرسزا و عرصهساز افسردگی باشند.
🌧️ غم طبیعی
واکنشی کاملاً نرمال به از دست دادنها (همانند طلاق یا مرگ عزیزان) است. این حس طبق معمولً موقتی است، با گذشت زمان تسکین مییابد و فرد هم چنان میتواند در لحظاتی از روز حس نشاط را توانایی کند.
🌪️ بیماری افسردگی
یک حالت پایدار و فلجکننده است که با حس بیارزشی مطلق، تاریکی آینده و ناتوانی در لذت بردن از کارهای روزمره همراه است و به مرور زمان بدون مداخله درمانی بدتر میشود.
افسردگی از نگاه زیستشناسی؛ در مغز چه میگذرد؟
محققان فهمید تفاوتهایی در ساختار مغز افراد سالم و مبتلا به افسردگی شدهاند. برای فهمیدن بهتر این نوشته، باید با سه عامل مهم در مغز آشنا شویم:
- هیپوکامپ (Hippocampus): این قسمت کوچک از مغز که برای ذخیرهی خاطرات و اطلاعات حیاتی است، در برخی افراد افسرده کوچکتر از حد معمول است.
- کورتیزول (هورمون استرس): ترشح بیشتر از حد هورمون استرس در افراد غمگین، یکی از دلایل مهم کوچک شدن قسمت هیپوکامپ است.
- سروتونین: هیپوکامپِ کوچکتر، گیرندههای سروتونین کمتری دارد. سروتونین یک مادهی شیمیایی و انتقالدهندهی عصبی است که ربط بین قسمتهای گوناگون احساسی مغز را برقرار میکند.
نقش داروها: تصویربرداریهای مغزی مشخص می کند که داروهای ضدافسردگی با تأثیرات نوروتروفیکی خود، به نگه داری سلولهای عصبی پشتیبانی کرده و از مرگ آنها جلوگیری میکنند. این داروها ارتباطات مغزی را بازیابی کرده و اضطراب را افت خواهند داد.
مرز بین «غم طبیعی» و «بیماری افسردگی»
غمگین شدن در برابر از دست دادنها (همانند مرگ عزیزان، از دست دادن شغل، طلاق یا بازنشستگی) یک عکس العمل کاملاً طبیعی است؛ اما غم لزوماً افسردگی نیست.
در افراد سالم، غم علتاحساس خلأ و افتانرژیِ موقت میشود و با گذر زمان بهبود مییابد. اما در افراد مستعد، همین غم میتواند دروازهای برای ورود به بیماری افسردگی باشد؛ وضعیتی پایدار که با نشانههایی چون حس بیارزشی مطلق، افکار تاریک نسبت به آینده و حتی افکار خودکشی همراه است.
کلام آخر
افسردگی بیماری شایع قرن تازه است و افراد بیشماری را در سراسر جهان دچار کرده است. تحمل این شرایط اصلاً آسان نیست، اما فراموش نکنید که هر مشکلی در این دنیا راه چارهای دارد. با شناخت ریشههای بیماری و پشتیبانی گرفتن از متخصصان، درمانهای مؤثر و برگشت به روزهای روشنِ سلامتی کاملاً مقدور خواهد می بود. هیچگاه برای اغاز روال درمان دیر نیست.
برگرفته از: webmd
فرمول نشاط و مثبتاندیشی را یاد بگیرید و با افسردگی خداحافظی کنید