معرفی ۸ بازی کوتاه با قویترین خط داستانی

بخش روایی و داستانی یک بازی ویدئویی برای تعداد زیادی از گیمرها اهمیت بسیار زیادی دارد. بسیاری از ما به دنبال بازیهایی هستیم که داستان عمیق و جذابی داشته باشند. اما امروزه بازیها به حدی طولانی شدهاند که برخی گیمرها زمان کافی برای تجربه آنها را ندارند. از این رو تنها راه مراجعه به بازیهای کوتاه و مستقل است که در بخش داستانی عملکرد عالی دارند. اگر شما نیز از افرادی هستید که زمان محدودی برای بازی کردن دارید و عناوین مختصر و دلنشین میخواهید، در این گزارش به معرفی ۸ بازی کوتاه با بهترین خط داستانی میپردازیم.
یکی از منحصر به فردترین بازیهای مستقل است که میتوانید در چنین لیستی به سراغ آن بروید. این بازی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، روایتی متفاوت از دنیایی داشت که شما شخصیت اصلی آن هستید. استنلی کارمندی بود که سالها یک زندگی یکنواخت را پشت سر گذاشته بود. اما روزی که به دفتر کار برمیگردد، متوجه میشود که همه دوستان، همکاران و حتی رئیس او ناپدید شدهاند و همین موضوع زنگ خطر مهمی برای استنلی میزند.
گیمپلی و داستان متفاوت این بازی نقش مهمی در جذابیت آن ایفا کرد. این اثر از سوی منتقدان نیز با نقدهای بسیار مثبت روبرو شد و امتیاز متاکریتیک ۸۸ را کسب کرد. این بازی به طور انحصاری برای پلتفرم پیسی در دسترس است.

در طول یک دهه اخیر، بازیهای مستقل نشان دادند که حرفهای زیادی برای گفتن دارند و میتوان روی آنها حساب باز کرد. از جمله همین بازیهاست که توسط سام بارلو ساخته شده است. این بازی برای پلتفرمهای موبایل و پیسی در دسترس است و داستان زنی به نام هانا را روایت میکند. شوهر هانا که چند هفته است ناپدید شده، هیچ سرنخی از او در دست نیست. تنها فردی که میتوان به او شک کرد، خود هانا است و شما باید با بازدید از ویدئوهای بازجویی او، حقیقت را آشکار کنید.

آیا هانا بیگناه است؟ آیا او شوهرش را کشته است؟ اینها تنها بخشی از سوالاتی هستند که شما باید با مشاهده ویدئوهای هانا به آنها پاسخ دهید. کل دفتر پلیس در اختیار شماست. شما باید در دنیای این بازی خلاق باشید و با دیدی متفاوت به اظهارات هانا گوش دهید. فراموش نکنید که او تنها سرنخ پرونده ماست و طبیعتا باید همه سخنان هانا را مو به مو بشنوید تا سرنخ مهمی از دست نروید.
گاهی بد نیست از بازیهای جدی فاصله بگیریم و خودمان را به بازیهایی بسپاریم که خودشان را جدی نمیگیرند. بازیهایی که از موضوعات کمدی بهره میبرند، تلاش میکنند روایتی متفاوت از دنیای بازیهای ویدئویی ارائه دهند. یکی از همین بازیهاست که شما را به یک اردک تبدیل میکند. نه یک اردک معمولی، بلکه یک کارآگاه! در دنیای این بازی، این اردک دوستداشتنی با بزرگترین دشمن خود روبرو شده است یک دزد ساندویچ که اکنون شما باید او را آشکار کنید و به دست قانون بسپارید.

گیمپلی این بازی دوستداشتنی، درست مانند یک بازی جنایی، پر از صحنههایی چون بازدید از مجرمین، بازجویی از آنها، حل معماها و آشکار کردن سرنخهای گوناگون است. اردک داستان ما باید تشخیص دهد که چه کسی دروغ میگوید و چه کسی بیگناه است. اگر به دنبال یکی از بامزهترین بازیهای جنایی هستید، این اثر را از دست ندهید.

بازی دلنشین نیازی به معرفی اضافه ندارد. این اثر که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، یکی از بهترین عناوین مستقل داستانی است. در دنیای این بازی با یک تجربه نقشآفرینی روبرو هستیم و داستان آن نقش کلیدی در جذابیت دارد. داستان پیرامون پیرمردی در آستانه مرگ است که میخواهد آخرین آرزوی خود را پیش از مرگ محقق کند. ما ماموریت کنترل دو دکتر به نام واتس و روزلین را بر عهده داریم که میخواهند با ورود به خاطرات این پیرمرد، آخرین آرزوی او را برآورده کنند.

با ورود به خاطرات این فرد، ما با گذشته غمانگیز او روبرو میشویم. شما باید خودتان را برای هر اتفاقی در دنیای این بازی آماده کنید و فراموش نکنید که این بازی میتواند احساسات شما را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اگر به بازیهای ترسناک علاقه دارید، گزینه مناسبی برای شماست. داستان این بازی با فراز و نشیبهای زیادی روایت میشود که سوالات بسیاری در ذهن گیمرها ایجاد میکند. داستان از بیرون یک کلبه آغاز میشود. کلبهای دور افتاده که در آن یک شاهزاده زیبا زندگی میکند و مطابق افسانهها شما باید این شاهزاده را از بین ببرید. اما اگر این کار را نکنید، دنیا به پایان میرسد. با ورود به کلبه، شاهزاده قصه ما اصلا ترسناک به نظر نمیرسد. حال سوال اینجاست که آیا شما باید او را بکشید و به ماموریتتان عمل کنید، یا او را به حال خود رها کنید؟

این بازی با بهرهگیری از ترس روانشناختی، روایتی را پیش رو میگذارد که باید مدام هر چیز را زیر سوال ببرد. پیچشهای داستانی با زیبایی توصیفنشدنی ساخته شدهاند و اگرچه با یک بازی مستقل و کوتاه روبرو هستیم، اما داستان آن آنقدر زیباست که میتواند هر گیمری را عاشق خود کند. این بازی برای پیسی، کنسولهای نسل هشتم و نهم و نینتندو سوئیچ در دسترس است.

راستش را بخواهید، همه ما دوست داریم چند روزی را در خارج از شهر بگذرانیم. هوای پاک را استشمام کنیم و به صدای پرندگان گوش دهیم. این دقیقا چیزی بود که شخصیت اصلی بازی میخواست. داستان این بازی درباره فردی است که تصمیم میگیرد چند روزی در خارج از شهر بگذراند و مسئولیت مراقبت و جنگلداری از یک محوطه بزرگ بر دوش اوست. اما طولانی نمیکشد که یک آتشسوزی بزرگ در این جنگل رخ دهد. وقتی به سراغ خاموش کردن آن میرود، متوجه میشود که انگار فردی عمدا این آتش را به پا کرده است. خطوط ارتباطی قطع شدهاند و حتی سایهای سیاهی در میان درختهای جنگل دیده میشود!

هرچه بیشتر در این جنگل قدم بزنیم، با اتفاقات شگفتانگیزتری روبرو میشویم. همه چیز درست مانند تکههای یک پازل به هم متصل هستند و انگار این جنگل رازی بزرگ در دل خود نهان داشته است. به لطف تصاویر زیبا، موسیقیمتن و داستان شوقانگیز، سالها است که به عنوان یکی از بهترین بازیهای کوتاه داستانی شناخته میشود.
مسئولیت بزرگی را بر دوش شما میگذارد نجات جان مردم! همه چیز از شهر کوچکی به نام آغاز میشود. جایی که یک قاتل دیوانه کلانتر شهر را کشته است. شما که متوجه این موضوع شدهاید، باید با بهرهگیری از ایستگاه رادیویی که در اختیار دارید، با مردم ارتباط برقرار کنید و از آنها بخواهید در خانههای خود بمانند تا قربانی بعدی نشوند.

شما باید این ایستگاه رادیویی را کاوش کنید و هر چیزی که میتواند به مردم کمک کند را به آنها بگویید. فراموش نکنید که جان مردم بیگناه در دست شماست. باید از آنها مراقبت کنید و حواستان باشد که خودتان نیز قربانی نشوید!

هرچند که طولانیترین بازی در این لیست است، اما ارزش تجربه کردن را دارد. این یک بازی دو بعدی با المانهای پلتفرمر-اکشن است که روایتی دلنشین از دنیای بازیهای ویدئویی دارد. داستان این بازی درباره دختری به نام مادلین است که برای فرار از کشمکشهای زندگی و مشکلات خود، تصمیم به آغاز سفر اسرارآمیزی میگیرد. سفری که برخلاف انتظار مادلین، چیزی نیست که او منتظرش بوده است.

با آغاز این سفر، مادلین توسط نسخه بدخیم خود تعقیب میشود. این موجود نمیخواهد مادلین سفرش را با پیروزی به پایان برساند و طبیعتا مادلین با ماجراهای ترسناکی روبرو میشود. گرافیک پیکسلی، موسیقیمتن دلنشین و گیمپلی متفاوت این بازی، دست به دستهم دادهاند تا تجربه این عنوان شوقانگیز باشد.



