Ù†ØÙˆÙ‡ Ù…ØØ§Ø³Ø¨Ù‡ Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ ØÙ‚وق بازنشستگان تامین‌اجتماعی_روشنÙکر

>> روش محاسبه افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی بر پایۀ قانون برنامه هفتم >> حقوق بازنشستگان | حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی، لشکری و کشوری برای سال ۱۴۰۳ تقریباً ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان افزایش یافته است. یکی از عوامل مهم در تعیین حقوق بازنشستگان، سابقه کاری آنهاست.
سالهای کاری فرد در سازمان یا شرکتی که در آن کار کرده است، به عنوان یک شاخص مهم برای محاسبه حقوق بازنشستگان منفعتگیری میشود. آخرین اخبار درمورد حقوق بازنشستگان را در سایت خبر آزاد بخوانید. افزایش حقوق فروردین ماه بر این است که در خرداماه واریز شود. حقوق اردیبهشت ماه بازنشستگان تامین اجتماعی و لشکری و کشوری با افزایش واریز خواهد شد. حقوق فروردین ماه بدون افزایش و به همان مقدار حدود ۷ میلیون تومان واریز خواهد شد.
ات بیمهپردازی، مبنای پرداخت حق بیمه، زمان برقراری مستمری و محاسبه میانگین دو سال آخر برقراری حقوق دارد.
در قانون تامین اجتماعی دو ماده ۹۶ و ۱۱۱ برای مشابهسازی وجود دارد که ضمن این قوانین، مستمری فرد نباید کمتر از حداقل دستمزد باشد. در این بنظم، سازمان مشابهسازی را با همکاری شرکای اجتماعی خود، یعنی تشکلهای بازنشستگی، تدوین کرده و به تصویب هیئت مدیره و هیات امنا میرساند؛ سپس مطابق قانون به هیات وزیران میرود.
وسفن سقطت تغییرات تم نفس, أفاق الصینیه به همین دلیل، در حال حاضر نمیتوان دقیق برآورد کرد که بار مالی اجرای مشابهسازی برای بازنشستگان تامین اجتماعی چقدر خواهد بود و حقوقها دقیقاً چقدر افزایش مییابد. اما بر مبنای اظهارات آقای حاجی بابایی، قرار است ۱۷۰ همت از بدهیهای دولت به تامین اجتماعی پرداخت شود که ۳۰ درصد این مبلغ را سازمان صرف مشابهسازی خواهد کرد.
همچنین این کارشناس رفاه و تامیناجتماعی در مورد مشابهسازی حقوقها که انتظار آن چند سالی است، اظهار کرد حداقل حقوق کارگری و کارمندی هر ساله با یک شیب خاص رشد میکرد؛ حقوقهای دیگر سطوح درآمدی نیز با شیب خودشان رشد میکردند؛ در گذشته، این دو شیب تقریباً برابر بود و میگفتند مقدار افزایش حقوق بگیران و دیگر سطوح درآمدی بهعنوان مثال ۲۰ درصد است؛ بنابراین، رشد حقوق حداقلبگیران با سایر سطوح دخلی برابر بود.
رضایتیها شد؛ چرا که این افراد (بقیه سطوح درآمدی) میگفتند ما با دستمزدهای بالا حق بیمه پرداخت کردیم و حقوقمان در سال برقراری الیه نسبت به کسی که حقوق و رتبه اداری کمتری داشت، بالاتر بود، اما اکنون حقوقمان با کسی که از نظر حقوقی āz ما نبوده، یکسان شده است.
او این داستان و رشد پلکانی افزایش حقوق حداقلبگیران را در دوران ریاست جمهوری احمدینژاد خواند و فرمود در دولت احمدینژاد، مسألهای شد که نزولی دیگر سطوح درآمدی بر طرف شد، به این معنی که دستمزد حداقلبگیران رشد بالاتری نسبت به دیگر سطوح درآمدی یافت؛ بنابراین دیگر سطوح پس از چند سال به کف دستمزد چسبیدند؛ و اینجا گفتگو درباره سازی پیش آمد؛ به همین دلیل، اظهارات این گروه نشان داد که این افراد به دلیل عقبماندگی نسبت به همترازانشان، لازمهً سازی برای رفع این مشکل مطرح شد؛ و اینجا اولین بار توقع برای سازی حقوقها شکل گرفت.
این کارشناس تامیناجتماعی عامل دیگری را در ایجاد انتظار سازی حقوقها تورم دانست و گفت برخی متغیرها خارج از صندوقها هستند؛ تورم، توان خرید مستمری بگیران صندوقها را کاهش داده و این انتظار سازی به وجود آمده است.
به گفته او، در حالی که برخی عوامل فرعی نیز در اینוש دخیل هستند که به صندوقها ربط ندارند؛ مانند متغیرهای فرهنگی و اجتماعی؛ زیرا قبلاً و تا یک یا دو दशق پیش، فردی که بازنشسته و مستمری بگیر میشد، ازدواج نکرده و غیر فعال در منزل میماند؛ طبیعتاً، مستمری دریافتی او به یک خانواده کوچک تعلق میگرفت؛ اما اکنون با افزایش سن ازدواج و افزایش بیکاری فرزندان، مستمری پرداختی دیگر به منزلهٔ پاسخگو به نیازهای خانوادهٔ مستمری بگیر نیست؛ و در نتیجه، علاوه بر افزایش سالانه حقوقها، افزایش حقوق با پشتیبانی سازی نیز بوجود آمد.
حیدری در ادامه با اشاره به منابع مالی اجرای سازی حقوق بازنشستگان با شاغلان به ایسنا گفت برخی از صندوقهای بازنشستگی به منابع دولتی یا دستگاههای اجرایی مرتبط متصل میشوند؛ حدود ۱۸ صندوق داریم که اصطلاحاً صندوقهای کارمندی نامیده میشوند؛ اینها صندوقهای دوطرفه هستند که کارمند بهعنوان فرد بیمهشده و دولت بهعنوان کارفرماد و حاکمیت نقش دارند؛ منابع این صندوقها یا مستقیماً توسط دولت پرداخت میشود یا به یک دستگاه اجرایی متصل است که این دستگاه مالیات را تأمین میکند؛ بنابراین، برای سازی از منابع دستگاههای دولتی هزینه میشود؛ همانطور که در بودجه سال آینده ۳۳۰ همت برای ۴ صندوق کشوری، لشکری، فولاد و وزارت اطلاعات مشاهد است تا به اینها پشتیبانی شود.
او ادامه داد وقتی منابع و اعتبار دولتی به سمت صندوقهای کارمندی هدایت میشود و حقوق و مستمری آنها افزایش مییابد، این توقع برای تامین اجتماعی و بیمه روستاییان هم شکل میگیرد تا سازی برای بیمهشدگان این صندوقها هم اجرا شود؛ اما تفاوت تامین اجتماعی با صندوقهای کشوری و لشگری این است که تامین اجتماعی از منابع دولتی منفعت نمیگیرد؛ چرا که بهصورت سهجانبهگرایی اداره میشود؛ لذا مجبور خواهد بود هزینه سازی را از منابع خود خود تأمین و پرداخت کند.
پرداخت معوقات حقوق بازنشستگان این کارشناس تامین اجتماعی با تأکید بر این که تامیناجتماعی مشکل تسهیل نقدینگی دارد، گفت بخش عمدهٔ این مشکل از عدم پرداخت حق بیمه توسط دولت به تامین اجتماعی بازمیگردد؛ و افزود اگرī ā’ī بخواهد سازی را هم اجرا کند، این کار کسریهای این صندوق را بسیار زیاد میکند؛ در حل این مشکل، یک راهحل میاندور از دولت قبل اجرا شد؛ به این صورت که وقتی دولت به صندوقهای کارمندی حمایت بلاعوض کرد، گفته شد که دولت حداقل باید بدهی خود به تامین را هم بپردازد؛ مکانیسم اجرایی این بود که پرداخت بدهی از طریق واگذاری اموال، سهام و داراییها انجام شود؛ این روش برای اجرای سازی در بودجه ۱۴۰۳ نیز مورد شد؛ کمیسیون تلفیق مصوبهای در این خصوص ارائه داد.
اما اگر دولتها حق بیمههای خود را به موقع و هر ساله به سازمان تامیناجتماعی پرداخت میکردند، این سازمان قادر می بود از منابع خود سازی را اجرا کند؛ اما در شرایط کنونی و بدون تأمین منبع مالی، در صورت اجرا، دچار کسری شدید بودجه و نقدینگی خواهد شد.
حیدری در خصوص داراییها و سهامهای قابل واگذاری به سازمان تامین اجتماعی در مواجهه با رد دیون دولت با دقت به توانایی سازمان از واگذاری سهامها و شرکتهای زیانزا از سوی دولت قبل گفت دولتها در قبل سهامی که میدادند، همچون گوشت و استخوان؛ برخی سهام خوب و برخی کم بازده یا با حاشیه سود پایین واگذار میکردند؛ اما بهتر بود تامیناجتماعی در پیش، هنگامی این سبد انبارهنگاری دریافت کرد، به مرور سهامهای زیاندار یا کم بازده را از گردونه خارج کرد یا با کلینیک شرکتی اینها را تحول، ادغام و یا تجمیع کرد تا از حالت کم بازدهی خارج شود.
او ادامه داد اکنون دولت یا بستهای از سهام خوب و بد را با هم میدهد؛ و اگر سهامی خوب بدهد، آن را گرانتر میدهد؛ این روش است که دولتها به کار میبرند؛ حتی در ایران شرکتهایی با بازدهی کم، به ś که دارند یا نرخ قیمت ذاتی و قیمت جایگزینی، ía ño لا a ón, o í, o ón y ía; ú, a ón y, y, ón él ía اخبار فناوری اخبار پزشکی خبرهای ورزشی اخبار فرهنگی خبرهای اقتصادی اخبار کسب وکار ها منبع >> در ادامه بررسی دقیق نحوه محاسبه افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی، باید به نکات کلیدی در محاسبات بیمهای و پرداخت کرد.
این محاسبات نه تنها به سالهای خدمت و حقوق متوسط دو سال اخیر بستگی دارند، بلکه به عوامل دیگری مانند نرخ تورم پیشبینیشده، تغییرات دیموگرافی، و طول عمر متوسط بازنشستگان نیز مرتبط هستند. سازمان تامین اجتماعی از مدلهای پیشرفته برای تخمین بدهیهای استفاده میکند که شامل تخمین پرداختهای مستمری در طول عمر بازنشسته، بازدهی سرمایهگذاریهای صندوق، و نرخهای مرگ و- است.
یکی از مبنای محاسبه مشابهسازی، محاسبه میانگین دو سال آخر حقوق است که بهعنوان پایهٔ محاسبه مستمری استفاده میشود. این میانگین، شامل تمام اجزای حقوقی مانند حقوق پایه، اضافه کار، و سایر دستمزدهای منظم میشود، اما ها و پاداشهای غیرمنظم معمولاً خارج میشوند. این میانگین سپس با ضریب (معمولاً ۱.۵٪ تا ۲٪ برای هر سال خدمت) ضرب میشود تا حق مستمری ماهانه محاسبه شود.
برای مثال، اگر فرد ۳۰ سال خدمت داشته باشد و میانگین دو سال آخر حقوقش ۱۰ میلیون تومان باشد، با ضریب ۱.۸٪، حق مستمری ماهانه او ۵۴۰ هزار تومان خواهد بود (۳۰ × ۱.۸٪ × ۱۰ میلیون). اما در سالهای اخیر، با افزایش نرخ تورم و افزایش حقوق حداقل کارگر، این محاسبات دچار تغییرات اساسی شدهاند.
وقتی حقوق حداقل کارگر به سرعت افزایش مییابد (به دلیل سیاستهای دولت)، اما حقوق دیگر طبقات درآمدی به همان سرعت رشد نمیکنند، فاصله بین حقوق حداقلبگیران و دیگر طبقات میافتد و سپس معکوس میشود؛ یعنی حقوق حداقلبگیران بالاتر از برخی طبقات میشود.
این وضعیت، فشار را بر روی نظام تامین اجتماعی وارد میسازد تا از طریق مشابهسازی، حقوق دیگر طبقات را به سطح حداقلبگیران برساند، در غیر این صورت نابرابری و نارضایتی در میان بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی در محاسبات خود، از دو رویکرد اصلی استفاده میکند رویکرد (پرداخت به ازای استفاده) و رویکرد (پیشپرداخت). در نظام، که فعلاً در ایران است، درآمدهای فعلی از حق بیمه کارگران فعال برای پرداخت مستمری بازنشستگان استفاده میشود.
این سیستم حساس به نرخ وابستگی (تعداد بازنشستگان بر تعداد کارگران فعال) است؛ وقتی این نرخ افزایش مییابد (به دلیل پیر شدن جمعیت و کاهش نرخ تولد)، فشار مالی بر روی سیستم افزایش مییابد. در مقابل، سیستمهای که در برخی کشورهای توسعهیافته استفاده میشود، تقریبی از درآمدهای فعلی را برای ایجاد ذخیرهسازی میگذارند تا در آینده بتوانند بدهیهای را پوشش دهند.
این سیستم بهتر در برابر دیموگرافی و دارد، اما نیاز به نرخ بالاتری و مدیریت سرمایهگذاری حرفهای دارد. در ایران، به دلیل ساختار سهجانبهگرای تامین اجتماعی (که شامل کارمند، کارفرما و دولت است)، دولت نقش را ایفا میکند بهعنوان کارفرماد (در بخش دولتی)، بهعنوان حاکم (تنظیم قوانین)، و بهعنوان تأمینکننده نهایی (در صورت dé).
این ساختار، در حالی که انتظاراتی از حمایت دولت ایجاد میکند، مسئولیت مالی را بهطور نامتناسب بر عهدهٔ دولت میگذارد، بهویژه وقتی که صندوقهای بازنشستگی کارمندی (که دو جانبه هستند) از منابع دولتی مستقیم پشتیبانی میشوند، در حالی که تامین اجتماعی باید خود را تأمین کند.
این تفاوت ساختاری، یکی از دلایل اصلی است که چرا مشابهسازی در صندوقهای کارمندی بهراحتیتر انجام میشود (چون دولت میتواند مستقیماً منابع بدهیپذیری خود را تخصیص دهد)، در حالی که در تامین اجتماعی، باید از منابع خود (مثلاً درآمدهای حق بیمه، سرمایهگذاریها، و در برخی موارد، واگذاری دارایی) استفاده کرد.
این موضوع، در بودجههای سالیانه است؛ در حالی که برای صندوقهای کارمندی مبالغ قابل توجهی از بودجه تخصیص میشود (مثلاً ۳۳۰ همت برای ۴ صندوق در بودجه ۱۴۰۳)، برای تامین اجتماعی چنین تخصیصی وجود ندارد و باید خود را تأمین کند. یکی از راهحلهای پیشنهادی برای رفع این مشکل، ایجاد یک سازوکار انتقال منابع از صندوقهای کارمندی به تامین اجتماعی است؛ اما این ای به دلیل حساسیتهای مالی و قانونی، تا به امروز پیادهسازی نشده است.
برخی متخصصان پیشنهادی میدهند که یک درصد از حقوق بیمهای صندوقهای کارمندی بهعنوان یک هزینهٔ انتقال به تامین اجتماعی واریز شود؛ این مبلغ، اگرچه بهنظر کوچک میآید، به دلیل بزرگ صندوقهای کارمندی، میتواند منبع قابل توجهی برای تامین اجتماعی باشد. علاوه بر این، بهبود کارایی هزینهها در تامین اجتماعی میتواند فشار مالی را کاهش دهد.
این شامل بهینهسازی فرآیندهای اداری، کاهش هزینههای géné، و بهبود هدفگیری در پرداختهای کمکهای اجتماعی میشود. به عنوان مثال، استفاده از فناوری اطلاعات برای خودکارسازی فرآیندهای ثبت نام، محاسبه مستمری، و پرداخت میتواند هزینههای عملیاتی را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. علاوه بر این، بازنگری در نرخهای و ضریبهای محاسبه میتواند به نظام کمک کند.
به عنوان مثال، کاهش ضریب از ۱.۸٪ به ۱.۵٪ برای خدمات جدید، میتواند بدهی آینده را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد، در حالی که حقوق شده قبلی محفوظ میشود (یک رویکرد که در بسیاری از کشورها بهعنوان شناخته میشود). علاوه بر این، تشویق به کار lä و تأخیر در بازنشستگی میتواند فشار را بر روی نظام کاهش دهد. هر سال تأخیر در بازنشستگی، نه تنها مدت زمان پرداخت مستمری را کاهش میدهد، بلکه سالی دیگر از و رشد حقوق را اضافه میکند.
مانند افزایش نسن سنی قانونی بازنشستگی به تدریج (مثلاً از ۶۰ به ۶۲ سال در طول ۵ سال) میتواند تأثیر قابلتوجهی داشته باشد. در نهایت، باید گفت که مشابهسازی حقوق بازنشستگان، نه تنها یک مسئله مالی است، بلکه یک مسئله عدالت اجتماعی و پایداری نظام تامین اجتماعی است. بدون یک رویکرد جامع که شامل اصلاحات ساختاری، بهبود مدیریت مالی، و سیاستهای دیموگرافی باشد، هر تلاش برای مشابهسازی موقت و ناکارآمد خواهد بود.
هدف باید ایجاد یک نظام باشد که نه تنها عادلانه باشد، بلکه در برابر آینده (مثلاً تورم، پیر شدن جمعیت، و تغییرات بازار کار) باشد. برای رسیدن به این هدف، لازم است که همهٔ سهامکنندهها — شامل دولت، کارفرمادها، کارگران، بازنشستگان، و متخصصان — در یک دیالوگ باز و مبتنی بر دادهها شرکت کنند.
فقط از طریق همکاری و تفاهم مشترک، میتوان یک نظام تامین اجتماعی ساخت که بهصورت پایدار، عادلانه، و مستقر عمل کند و حقوق بازنشستگان را بهطور قابلاطمینان تأمین نماید.



