فرزندپروری هلیکوپتری: نشانهها

فرزندپروری هلیکوپتری نشانهها، دلایل، پیامدها و راهکارهای تغییر سبک کنترلگرانه, یکی از سبکهای تربیتی که در سالهای اخیر رواج زیادی یافته، فرزندپروری هلیکوپتری نام دارد. در این روش، والدین همانند یک هلیکوپتر به طور مداوم بر فرزندی پرواز کرده و در تمام جنبههای زندگی او دخالت میکنند. این مقاله به بررسی ویژگیهای والدین کنترلگر، علل شکلگیری این رفتار، جوانب منفی و مثبت آن و راهکارهای اصلاح نگرش تربیتی میپردازد.
نشانههای والدین هلیکوپتری دکتر میچل رینولدز، روانشناس بالینی، میگوید والدین کنترلگر تمایل بیش از حد برای محافظت از فرزندانشان دارند و مدام دغدغهدار آنها هستند.
آیا گوشت تازه سالمتر است؟_روشنفکر اکثر اوقات برنامههای جزئی و کلی فرزند را مدیریت میکنند و همیشه در جستجوی راهیاند تا همه چیز را برای فرزند راحتتر سازند. دکتر کارولین دایچ، نویسنده کتاب اختلالات اضطرابی، معتقد است این والدین خود را در مواجهه با آزمونها، پیروزیها یا ناکامیهای فرزند مسئول میدانند.
آنها به نقش پررنگ خود در زندگی فرزند افتخار میکنند و باور دارند این سبک فرزندپروری هیچ مشکلی ندارد. نشانههای دیگر شامل گرفتن حق انتخاب از فرزند، تعیین دوستان و فعالیتهای روزانه توسط والدین، حضور مدام در بازیهای کودک و عدم اجازه دادن برای خلوت و سرگرمی مستقل کودک میباشد. علل رفتارهای کنترلگرانه والدین ۱.
، در حالی که ناکامی و چالشها مهمترین عامل رشد تابآوری و موفقیت در آینده هستند. ۲.
حس اضطراب نگرانیهای اقتصادی، بیکاری و مشکلات اجتماعی میتواند والدین را وادار به دخالت مداوم برای محافظت از فرزند کند. این والدین باور میکنند میتوانند فرزند را از تمام صدمهها مصون بدارند، با وجود که این باور نادرست است. ۳. جبران بیش از حد والدینی که در کودکی خود بیتوجهی یا نادیده گرفته شدن را تجربه کردهاند، ممکن است با کنترل بیش از حد فرزند، سعی در جبران آن کمبودها کنند. ۴.
کنترلگر بسیاری از والدین با نیت مراقبت این سبک را آغاز میکنند، اما با گذشت زمان نظارت آنها گسترش مییابد. مهمترین پیامدهای منفی عبارتند از ۱.
افت اعتماد به نفس و عزت نفس فرزند دخالت مدام والدین پیام ضمنی این را به کودک میدهد که والدینم به من اعتماد ندارند که کارها را انجام دهم. این امر مستقیماً اعتماد به نفس کودک را هدف قرار میدهد. ۲. تحکیم نشدن تواناییهای مقابلهای وقتی والدین در همه ناکامیها در کنار کودک باشند یا از پیش از وقوع موانع جلوگیری کنند، کودک فرصت یادگیری مهارتهای مقابله با استرس، پذیرش شکست و تلاش برای پیشرفت را از دست میدهد.
پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد نظارت بیش از حد، توانایی شناسایی و تنظیم احساسات را در کودکان ضعیف میکند. ۳. افزایش اضطراب و افسردگی بر اساس تحقیقات منتشر شده در مجله مطالعات کودک و خانواده، رفتارهای نظارتی بیش از حد والدین، عامل افزایش اضطراب و افسردگی در کودکان است. ۴.
رشد نیافتن مهارتهای زندگی والدینی که همیشه بند کفش را میبندند، بشقابها را جمع میکنند، اتاق را مرتب میکنند و تکالیف را پیگیری میکنند، اگرچه حمایتکننده به نظر میرسند، اما مانع از استقلالی شدن و یادگیری مهارتهای حیاتی زندگی فرزند میشوند. ۵. ممانعت از خودکارآمدی به جای آموزش مهارت دفاع از حقوق خود، والدین هلیکوپتری خود وارد عمل شده و از فرزند دفاع میکنند.
این کودکان در محیط مدرسه و محیط کار بزرگسالانه با چالشها نمیتوانند به خوبی کنار بیایند. این کنترل در بزرگسالی نیز ادامه یافته و اعتماد به نفس را دچار آسیب میکند. دکتر دبورا گیلبوا، متخصص فرزندپروری، تأکید میکند باید زمانهایی را یافت که یک قدم از حل مشکلات فرزند عقبنشینی کنیم.
اجازه دادن به فرزند برای یافتن راهحل، انعطافپذیری و اعتماد به نفس را در او تقویت میکند. جنبههای مثبت فرزندپروری هلیکوپتری اگرچه اصطلاح والدین هلیکوپ معمولاً بار منفی دارد، اما این سبک کاملاً بد نیست. فرزندان این والدین معمولاً به موقع به سر میرسند، تکالیف را انجام میدهند و در چارچوب مشخصی حرکت میکنند. والدین در جریان عملکرد تحصیلیاند و در صورت بروز مشکل، تمام تلاش را برای حمایت به کار میگیرند.
این حمایت در تمام عرصههای زندگی جریان دارد. با این حال، مهمتر از حمایت، فراهم آوردن فضایی برای رشد، یادگیری مهارتهای جدید و کنار آمدن با ناکامی است.
تجربیات بزرگسالانی که والدین هلیکوپتری داشتهاند محققان دانشگاه مری واشنگتن در نظرسنجی از افراد با والدین کنترلگر، نتایج زیر را به دست آوردند اکثر اوقات مضطربم و حس ناامنی مبهمی کل وجودم را در بر گرفته است. در تمام موقعیتهای شغلی مدام نگرانم که اشتباه کنم و باعث ناامیدی دیگران شوم.
این حس واقعاً رنجآور است. والدینم انتظاراتی بیش از توان من دارند و نمیپذیرند که من فرد بالغی شدهام. من با مادری کنترلگر بزرگ شدم و به معنی واقعی هیچ مهارتی ندانستم. اکنون ۴۰ سالهام، هیچ اعتماد به نفسی ندارم و مدام حس بیارزشی میکنم. این بازخوردها نشان میدهد که با وجود نیت خوب والدین، فرزندان با این سبک تربیتی راضی نیستند و دچار ناخشنودیهای زندگی میشوند. چگونه والدین کنترلگر نباشیم؟
اگر شما یا همسرتان والدین کنترلگر هستید، راهکارهای زیر میتواند در اصلاح نگرش موثر باشد ۱. مانع جداگانگی فرزندتان نشوید جداگانگی فرایندی تدریجی است. از دوران کودکی جملاتی چون میخواهم خودم انجام دهم یا من میتوانم بیانگر نیاز کودک به استقلال است. با نظارت غیرمستقیم، اجازه دهید کودک کارهای شخصی را انجام دهد، حتی اگر بارها اشتباه کند. آزادی متناسب با سن به کودک اعتماد شما را نشان میدهد و استقلال او را تقویت میکند. ۲.
به فرزند اجازه دهید نظرات خود را بیان کند تمایلات درونی در هر انسانی نهادینه است. کودکان حتی پیش از बोलن، با اشاره و حرکات علایق خود را نشان میدهند. به کودک اجازه دهید درباره علاقهمندیها و نظراتش سخن بگوید. ۳. به فرزند حق انتخاب دهید کودکان باید یاد بگیرند چگونه انتخابهای عاقلانه داشته باشند.
از سالهای ابتدایی سوالاتی بپرسید برای میانوعده چه ترجیح میدهی؟ یا کدام لباس را دوست داری بپوشی؟ این آزمون و خطا اعتماد به نفس را میسازد و شما را از نقش ناظر مداوم دور میکند. ۴. انتظارات از پیش تعیین شده را کنار بگذارید مهمترین گام، رها کردن انتظارات بیجاست. هر والدینی آرزوهایی برای فرزند دارد، اما هل دادن فرزند به سمت این انتظارات، او را از علایق و استعدادهای ذاتی دور میکند.
از کشف استعدادها و علایق فرزند حمایت کنید و در صورت نیاز راهنمایی کنید. این کار نشان میدهد که به فردیت او احترام میگذارید و در هر شرایطی در کنارش هستید. کلام پایانی والدین کنترلگر با هدف پیشگیری از ناکامی، مانند هلیکوپتری بر رفتارهای فرزند نظارت مداوم میکنند. با شناخت جوانب منفی این سبک، اگر تا به حال والدین هلیکوپتری بودهاید، با گامهای کوچک کنترل مداوم را کاهش دهید و از پرورش استقلال فرزند حمایت کنید.
آیا شما نیز نشانههای والدین کنترلگر را در خود میبینید؟ به نظرتان این سبک تربیتی چه جوانب مثبت و منفی دیگری دارد؟ نظرات و تجربیات ارزشمند خود را با ما و دیگر کاربران در میان بگذارید. هشدار! این نوشته فقط جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن ملزم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر منبع



